لولي مست

آرام

من آن نی ام که حلال از حرام نشناسم

شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام


صائب

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 18:10  توسط لولي  | 

به این تمکین که ساقی باده در پیمانه میریزد

رسد تا دور ما دیوار این میخانه میریزد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 13:35  توسط لولي  | 

اندرين باديه حيرت زدگان بسيارند

خرم آنكس كه سركوي تواش منزل بود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 9:2  توسط لولي  | 

ديدار مي نمايي و پرهيز مي كني

بازار خويش و آتش ما تيز مي كني

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 8:18  توسط لولي  | 

ديشب به ياد ديدن تو چشمم به ماه بود

تا ماه بود ،كارم يكسره نگاه بود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 8:22  توسط لولي  | 

به فريادم زتو هر روز، فرياد

از اين فرياد روز افزونم اي دوست

ناصرخسرو

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 9:49  توسط لولي  | 

سپردم به تو دل ندانسته بودم

كه تو بي وفا در جفا تا كجايي

فرخي سيستاني

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 8:31  توسط لولي  | 

يارب مگيرش ار چه دل چون كبوترم

افكند و كشت و حرمت صيد حرم نداشت

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 7:34  توسط لولي  | 

گفتم از عشق فروغي رسدم از شب شد

تيره تر روزم از اين شمع كه روشن كردم

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 8:31  توسط لولي  | 

حسرت زلف توام بود، شكستم دادند

وصل مي خواستم آئينه به دستم دادند

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 7:39  توسط لولي  | 

مي رسد دلدار و من عمريست از خود رفته ام

يك نگاه واپسين،اي شوق برگردان مرا

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 7:55  توسط لولي  | 

ز رفتن تو من از عمر بي نصيب شدم

سفر تو كردي و من در وطن غريب شدم

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 7:50  توسط لولي  | 

خواهي به ديده قد كش و خواهي به دل نشين

سرو تو مصرعيست كه در هر زمين خوش است

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1390ساعت 8:1  توسط لولي  | 

از چشم شوخش اي دل ايمان،خود نگهدار

كان جادوي كمانكش بر عزم غارت آمد

حافظ

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 8:3  توسط لولي  | 

گل هميشه بهاري،مي روي؟هيهات

بمان كه با تو بماند بهار،مي ماني؟

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 9:13  توسط لولي  |